جائعه

مترادف‌ها

گرسنه، قحطی‌زده

متضادها

سیر

لغت نامه دهخدا

( جائعة ) جائعة. [ ءِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث جائع. رجوع به جائع شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران