تکلام

لغت نامه دهخدا

تکلام. [ ت ِ ک ِل ْ لا ] ( ع مص )سخن گفتن: تکلم کلمة بکلمة تکلماً و تکلاماً؛ سخن گفت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تکلام. [ ت َ / ت َ ک َل ْ لا ] ( ع ص ) مرد نیکوسخن فصیح کلام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکلامة شود.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز