تکرمه
لغت نامه دهخدا
تکرمه. [ ت َ رِ م َ ] ( ع مص ) گرامی داشتن. ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). تکریم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرامی کردن. ( آنندراج ). تعظیم و تنزیه و تکریم. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) بالش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). وساده و بالش. ( از ناظم الاطباء ). بالین و بالشی که شخص را از جهت بزرگداشت و احترام بر آن نشانند. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تکرمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی حقوقی، اصل بر تکرمه و احترام به جایگاه اجتماعی افراد در هنگام اجرای احکام و رسیدگی به دعاوی بین مردم بود.
💡 برخورد با مهمانان و رعایت آداب تکرمه در فرهنگهای مختلف، نشاندهنده سطح بالای ادب و شخصیت اخلاقی و اجتماعی آن جامعه و افراد است.
💡 در مکاتبات رسمی دیپلماتیک، استفاده از کلمات مناسب برای تکرمه و بزرگداشت طرف مقابل، نقشی حیاتی در بهبود روابط بین دو کشور ایفا میکند.