لغت نامه دهخدا
تکاتم. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) پنهان کردن حدیثی را بین خود. ( از اقرب الموارد ): تکاتموا الامر؛ پنهان کردند آن کار را بعضی از بعضی. ( ناظم الاطباء ).
تکاتم. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) پنهان کردن حدیثی را بین خود. ( از اقرب الموارد ): تکاتموا الامر؛ پنهان کردند آن کار را بعضی از بعضی. ( ناظم الاطباء ).
پنهان کردن حدیثی را بین خود