توپ درکردن

مترادف‌ها

توپ زدن، غوغا کردن

متضادها

موفق شدن، اصابت کردن

لغت نامه دهخدا

توپ درکردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم، تیراندازی با توپ. توپ زدن. توپ انداختن. به صدا درآوردن توپ اطلاع مردم را، چنانکه پیش از این درهنگام افطار و سحر ماه رمضان این کار متداول بود.

فرهنگ فارسی

در تداول مردم تیر اندازی با توپ ٠ توپ زدن ٠

جمله سازی با توپ درکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازیکن جوان تیم ملی با مهارت بسیار بالا در توپ درکردن، توانست با عبور از چندین مدافع حریف، راه خود را به سمت دروازه باز کند.

💡 مربی تیم تأکید داشت که تمرینات امروز بیشتر بر روی سرعت حرکت و توانایی بازیکنان در توپ درکردن در فضاهای بسیار تنگ و محدود تمرکز داشته باشد.

💡 تماشاگران با هیجان بسیار زیاد، شاهد مهارت‌های خیره‌کننده آن ستاره فوتبال در توپ درکردن و حرکت‌های نمایشی او در زمین مسابقه بودند که همه را مات و مبهوت کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران