توذیم

لغت نامه دهخدا

توذیم. [ ت َ ] ( ع مص ) دوال بستن بر گردن سگ تا معلوم شودکه معلم است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || افزودن. یقال: وذمت علی الخمسین؛ ای زدت علیها. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بریدن. || علاج کردن وذم ناقه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز