لغت نامه دهخدا
تنوش. [ ت َ ن َوْ وُ ] ( ع مص ) دست به دستار مالیدن و پاک کردن، یقال: تنوش یده بالمندیل؛ ای مشها من الغمر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
تنوش. [ ت َ ن َوْ وُ ] ( ع مص ) دست به دستار مالیدن و پاک کردن، یقال: تنوش یده بالمندیل؛ ای مشها من الغمر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).