تناهز

متضادها

واگذاری، گذشت

لغت نامه دهخدا

تناهز. [ ت َ هَُ ]( ع مص ) شتابی کردن دو کس بر یکدیگر امارت شهری را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال: هما یتناهزان امارة بلد کذا؛ ای یتبادران الی طلبها و تناولها. ( اقرب الموارد ). || همدیگر فرصت یافتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال: تناهزوا الفرص؛ ای ابتدروا لاغتنامها. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران