تن اسان گردیدن

مترادف‌ها

آسان شدن، راحت شدن، آسوده شدن

متضادها

خسته شدن، سخت شدن

لغت نامه دهخدا

( تن آسان گردیدن ) تن آسان گردیدن. [ ت َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تناعم. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تن آسان شدن. رجوع به همین کلمه شود.

کلمات مرتبط