تمهیل
مترادفها
مهلت دادن، درنگ
متضادها
تعجیل، شتاب
لغت نامه دهخدا
تمهیل. [ ت َ ] ( ع مص ) زمان دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) زمان دادن، مهلت دادن.
فرهنگ عمید
۱. مهلت دادن، زمان دادن، فرصت دادن.
۲. نرمی و مدارا کردن.
فرهنگ فارسی
مهلت دادن، زمان دادن، فرصت دادن، نرمی ومدارا
۱ - ( مصدر ) زمان دادن مهلت دادن فرصت دادن. ۲ - نرمی کردن مدارا کردن. ۳- ( اسم ) مهلت. ۴ - نرمی مدارا. جمع: تمهیلات.
ویکی واژه
زمان دادن، مهلت دادن.