تغییر افتادن

مترادف‌ها

تغییر کردن، دگرگون شدن، تبدیل شدن

متضادها

ثابت ماندن، تغییر نکردن

لغت نامه دهخدا

تغییر افتادن. [ ت َغ ْ اُ دَ ] ( مص مرکب ) دگرگونی روی دادن. دگرگون کردن. برگردانیدن: البته نباید که از شرط عهدنامه چیزی را تغییر وتبدیل افتد که غرض همه صلاح است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 211 ). و رجوع به تغییر و دیگر ترکیبهای آن شود.

جمله سازی با تغییر افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با گذشت زمان و تغییرات اقلیمی، بسیاری از رودخانه‌های بزرگ در مناطق خشک به دلیل کاهش بارش‌ها، دچار تغییر افتادن در مسیر و حجم جریان خود شده‌اند.

💡 اگر توجه کافی به نگهداری تجهیزات حساس الکترونیکی نشود، ممکن است در اثر تغییرات دما و رطوبت محیط، عملکرد آن‌ها به شدت دچار تغییر افتادن شود.

💡 در تحلیل‌های اقتصادی، وقتی نرخ تورم به ناگهان افزایش می‌یابد، قدرت خرید مردم و رفتار مصرف‌کننده در بازار به طور مستقیم دچار تغییر افتادن می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران