تغول

مترادف‌ها

بلعیدن، خوردن، فرو رفتن

لغت نامه دهخدا

تغول. [ ت َ غ َوْ وُ ] ( ع مص ) از حال بگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). گوناگون شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تنکر. ( اقرب الموارد ). || هلاک کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گمراه کردن: تغولتهم الغیلان؛ اضلتهم عن المحجة. ( از اقرب الموارد ). فلاة تغول؛ ای لیست بینة الطریق تضلل اهلها و تغولها اشتباها و تلونها. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با تغول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رشد و تغول شرکت‌های بزرگ فناوری در سال‌های اخیر، باعث شده است که قوانین مربوط به انحصار و رقابت در بازارهای جهانی بازنگری شوند.

💡 افسانه‌ها همواره درباره موجوداتی صحبت می‌کنند که دچار تغول شده‌اند و قدرت‌های ماورایی و ترسناکی برای تخریب زندگی انسان‌های بی‌گناه دارند.

💡 در تحلیل‌های اقتصادی، گاهی از واژه تغول برای توصیف گسترش بی‌رویه و کنترل‌ناپذیر بازارهای سیاه که نظم جامعه را برهم می‌زنند استفاده می‌شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران