لغت نامه دهخدا
تغضف. [ ت َ غ َض ْ ض ُ ] ( ع مص ) پوشیدن شب کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): تغضف علینا اللیل؛ مال و البسنا. ( از اقرب الموارد ). || پیش آمدن دنیا و افزون گردیدن خیرش: تغضف علینا الدنیا. || آژنگ روی گردیدن. و خمیدن و دوتا و کژ شدن. || شکستن وفرودریدن چاه. || حلقه بستن مار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).