تعایش
مترادفها
همزیستی
متضادها
تعارض، ستیز، نزاع
لغت نامه دهخدا
تعایش. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) با یکدیگر زیستن. ( زوزنی ). با همدیگرزیست کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر دوستی ویگانگی با یکدیگر زندگی کردن. ( از اقرب الموارد ).
همزیستی
تعارض، ستیز، نزاع
تعایش. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) با یکدیگر زیستن. ( زوزنی ). با همدیگرزیست کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر دوستی ویگانگی با یکدیگر زندگی کردن. ( از اقرب الموارد ).