تعارج
مترادفها
صعود، بالا رفتن، اوج گرفتن
متضادها
نزول، فرود
لغت نامه دهخدا
تعارج. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) لنگان رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بتکلف لنگ نمودن خود را بی آنکه لنگ باشد. ( از اقرب الموارد ).
صعود، بالا رفتن، اوج گرفتن
نزول، فرود
تعارج. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) لنگان رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بتکلف لنگ نمودن خود را بی آنکه لنگ باشد. ( از اقرب الموارد ).