تصبیغ
مترادفها
رنگ کردن، رنگآمیزی
لغت نامه دهخدا
تصبیغ. [ ت َ ] ( ع مص ) انداختن ناقه بچه موی برآورده را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || غوره خرمابن به پختن درآمدن و از دنباله رنگ برآوردن گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مبالغه صبغ. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). رنگ کردن جامه را شدد للمبالغه. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به صبغ شود.
فرهنگ فارسی
انداختن ناقه بچه وی بر آورده را مبالغه صبغ
جمله سازی با تصبیغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در صنایع نساجی، فرآیند تصبیغ پارچهها با دقت بسیار بالا انجام میشود تا رنگها به طور کامل و یکنواخت در تار و پود الیاف نفوذ کنند و ماندگاری بیشتری داشته باشند.
💡 متخصصان مواد شیمیایی در سراسر جهان به دنبال یافتن روشهای جدید برای تصبیغ الیاف طبیعی هستند تا بدون آسیب رساندن به محیط زیست، رنگهای بسیار متنوع و درخشانی تولید کنند.
💡 کارخانههای بزرگ تولید پوشاک برای جلوگیری از آلودگی منابع آبی، سیستمهای تصفیه مربوط به بخش تصبیغ و رنگرزی را طبق استانداردهای سختگیرانه بینالمللی به طور مداوم ارتقا دادهاند.