تشجع

مترادف‌ها

شجاعت، جسارت، دلیری

متضادها

ترس، بزدلی، هراس

لغت نامه دهخدا

تشجع. [ ت َ ش َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) دلیری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( ازاقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به تشجیع شود.

جمله سازی با تشجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او پس از مدت‌ها تردید و ترس، بالاخره تصمیم گرفت که با تمام توان خود تشجع به خرج دهد و با چالش‌های پیش رو روبرو شود.

💡 برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، انسان‌ها باید همواره نسبت به تغییرات و شرایط دشوار، روحیه تشجع و جسارت از خود نشان دهند.

💡 در آن موقعیت بسیار بحرانی و سخت، تنها چیزی که باعث نجات تیم شد، تشجع و شجاعت بی حد و حصر رهبر تیم در تصمیم‌گیری بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران