تشجع
مترادفها
شجاعت، جسارت، دلیری
متضادها
ترس، بزدلی، هراس
لغت نامه دهخدا
تشجع. [ ت َ ش َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) دلیری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( ازاقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به تشجیع شود.
شجاعت، جسارت، دلیری
ترس، بزدلی، هراس
تشجع. [ ت َ ش َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) دلیری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( ازاقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به تشجیع شود.