ترویض
مترادفها
رام کردن، مهار کردن، تربیت کردن
متضادها
وحشی کردن، رها کردن
لغت نامه دهخدا
ترویض. [ ت َرْ ] ( ع مص ) نیک رام کردن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). ریاضت دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مرغزار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). مرغزار ساختن زمین را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مانند روضه ساختن باران، زمین را.( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || روضه ساختن زمین بی آب و گیاه را. ( از اقرب الموارد ). || لازم گرفتن مرغزار را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
نیک رام کردن ستور ٠ یا مرغزار کردن ٠
جمله سازی با ترویض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مربیان حرفهای در مراکز نگهداری حیات وحش تلاش میکنند تا با صبر و حوصله بسیار، پرندگان شکاری را برای استفاده در عملیاتهای حفاظتی محیط زیست ترویض کنند.
💡 فرآیند ترویض حیوانات وحشی نیازمند دانش عمیق رفتارشناسی و همچنین رعایت دقیق پروتکلهای ایمنی است تا از بروز آسیبهای احتمالی به مربی و حیوان جلوگیری شود.
💡 در بسیاری از فرهنگهای قدیمی، ترویض اسبها نقش حیاتی در توسعه حمل و نقل و همچنین پیشرفتهای نظامی و کشاورزی در جوامع انسانی ایفا میکرده است.