واژه «تدأم» یک واژه عربی در متون کهن لغوی است که معانی آن بیشتر به حالت فراگیری، پوشاندن یا در بر گرفتن چیزی مربوط میشود و در منابعی مانند لغتنامههای قدیمی برای آن چند کاربرد مختلف ذکر شده است. یکی از معانی اصلی این واژه «فروگرفتن آب چیزی را» است، یعنی زمانی که آب سطح یا جسمی را کاملاً میپوشاند و بر آن غالب میشود. در این حالت، مفهوم واژه نشاندهنده حالت غلبه و احاطه کامل آب بر یک شیء است. معنای دیگر آن «بالا آمدن و فراگرفتن آب بر چیزی» است که باز هم به مفهوم پوشانندگی و تسلط آب بر سطح دیگر اشاره دارد. علاوه بر این، در کاربردهای غیرآبی و مجازی، «تدأم» به معنای «برجستن و سوار شدن نر بر ماده در حیوانات» نیز آمده است که در متون قدیمی برای توصیف رفتار جفتگیری حیوانات استفاده میشده است. همچنین این واژه در معنای گستردهتر برای «برجستن و سوار شدن یک فرد بر فرد دیگر» نیز به کار رفته است که نشاندهنده حرکت از پایین به بالا و نوعی غلبه فیزیکی است. در مجموع، در تمام این کاربردها یک مفهوم مشترک دیده میشود و آن احاطه، غلبه یا قرار گرفتن چیزی بر روی چیز دیگر است. این واژه امروزه در زبان فارسی کاربرد رایجی ندارد و بیشتر در متون لغوی، ادبی و قدیمی دیده میشود. از نظر زبانی، «تدأم» نمونهای از افعال عربی است که معانی آن در حوزههای طبیعی، زیستی و حرکتی قابل مشاهده است. به طور کلی، این واژه به حالتی اشاره دارد که در آن چیزی بر چیز دیگر غلبه میکند یا آن را کاملاً در بر میگیرد، چه در مورد آب باشد و چه در مورد حرکت و رفتار موجودات.
تدأم
لغت نامه دهخدا
تدأم.[ ت َ دَءْ ءُ ] ( ع مص ) فروگرفتن چیزی را آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فراگرفتن و بالا آمدن آب بر چیزی. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || برجستن گشن بر ناقه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برآمدن فحل بر ناقه. ( ذیل اقرب الموارد ). || برجستن و سوار شدن کسی بر کسی. ( از ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
فرو گرفتن چیزی را آب فرا گرفتن و بالا آمدن آب بر چیزی یا برجستن گشن بر ناقه بر آمدن فحل بر ناقه یا برجستن و سوار شدن کسی بر کسی ٠