تخویل

متضادها

تقلیل، ساده‌سازی

لغت نامه دهخدا

تخویل. [ ت َخ ْ ] ( ع مص ) پادشاه گردانیدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || خداوند چیزی گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ) ( از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). دادن و ملک گردانیدن خداوند برای کسی مال را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): خوّله ُ اللّه ُ مالاً؛ اعطاه ُ ایاه ُ متفضلاً و مَلَّکه ُ ایاه ُ. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

جمله سازی با تخویل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از افراد برای رسیدن به اهداف خود، به تخویل حقایق و دروغ‌پردازی‌های بزرگ روی می‌آورند که باعث از بین رفتن اعتبارشان می‌شود.

💡 ادعاهای بی‌اساس و تخویل در مورد توانایی‌های دیگران، تنها باعث ایجاد شک و تردید در میان اعضای تیم و کاهش اعتماد می‌شود.

💡 او در میان صحبت‌های خود دچار نوعی تخویل ذهنی شده بود و واقعیت‌های موجود را با تصورات خیالی خود کاملاً مخلوط می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران