لغت نامه دهخدا
تخس کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، تقسیم کردن. بخش بخش به کسان مختلف دادن، چنانکه پولی را بقرض دادن به چندین کس.توزیع کردن. پراکندن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تخس کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، تقسیم کردن. بخش بخش به کسان مختلف دادن، چنانکه پولی را بقرض دادن به چندین کس.توزیع کردن. پراکندن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
(تَ. کَ دَ ) (مص م. ) تقسیم کردن، قسمت کردن.
در تداول عوام تقسیم کردن بخش بخش بکسان مختلف دادن چنانکه پولی را بقرض دادن به چندین کس: پراکندن.
تقسیم کردن، قسمت کردن.