تخته کلاه کردن
مترادفها
کلاه سر گذاشتن، فریب دادن، گول زدن
متضادها
احترام گذاشتن، تکریم کردن
لغت نامه دهخدا
تخته کلاه کردن.[ ت َ ت َ / ت ِ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چون کسی را خواهند که تمسخر کنند مشتی از عبیر بر روی حضار مجلس ریزند تا چون نوبت او رسد انگشت سیاهی بر رویش کشند یا قدری از دوده بر رویش مالند تا مردم او را به آن حالت دیده بخندند و گویند تخته کلاهش کردند. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
چون کسی را خواهند که تمسخر کنند از عبیر بر روی حضار مجلس ریزند تا چون نوبت او رسد انگشت سیاهی بر رویش کشند یا قدری از دوده بر رویش مالند تا مردم او را بان حالت دیده بخندند و گویند تخته کلاهش کردند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:زجرکش کردن
جمله سازی با تخته کلاه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن بازاریاب با استفاده از وعدههای دروغین و اطلاعات غلط، سعی داشت مشتریان بیتجربه را تخته کلاه کند تا سود بیشتری از فروش محصولات خود به دست آورد.
💡 نباید اجازه دهیم افراد فرصتطلب با داستانهای ساختگی و ترفندهای پیچیده، ما را تخته کلاه کنند و سرمایهمان را در پروژههای مشکوک و بیاعتبار از دست بدهیم.
💡 در دنیای تجارت، اگر کسی بخواهد با فریب دادن دیگران و تخته کلاه کردن آنها به دنبال ثروت باشد، در نهایت اعتماد همگان را برای همیشه از دست خواهد داد.