تخبیه
لغت نامه دهخدا
( تخبیة ) تخبیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) خِبا کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خیمه برافراشتن و خیمه ساختن. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
فرهنگ فارسی
خبا کردن خیمه برافراشتن و خیمه ساختن
جمله سازی با تخبیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی متون تاریخی، از واژه تخبیه برای توصیف فرآیند نشانهگذاری حیوانات یا حتی به عنوان نوعی مجازات بدنی برای محکومشدگان در دورانهای بسیار قدیمی استفاده میشده است.
💡 برخلاف تصور عموم، تخبیه در معنای لغوی به معنای حک کردن نشانهای بر بدن است که در گذشته برای شناسایی مالکیتی خاص بر روی برخی داراییها انجام میشد.
💡 برخی نویسندگان معتقدند که استفاده از کلمات تحقیرآمیز در فضای مجازی، نوعی تخبیه معنوی و آسیبرسانی به شخصیت و اعتبار اجتماعی افراد در جامعه مدرن امروز محسوب میشود.