تحسر خوردن
مترادفها
افسوس خوردن، حسرت خوردن، پشیمان شدن
متضادها
شاد شدن، خرسند شدن
لغت نامه دهخدا
تحسر خوردن. [ت َ ح َس ْ س ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) آرمان خوردن. دریغ خوردن: و تحسر میخورد بر آنچه از او برداشتند بی رضا و ارادت او. ( تاریخ قم ص 161 ).
فرهنگ فارسی
آرمان خوردن دریغ خوردن
جمله سازی با تحسر خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از گذشت سالها از فرصتهای طلایی که در جوانی از دست داده بود، با احساس عمیقی از تحسر خوردن و پشیمانی آغاز کرد.
💡 بسیاری از مردم وقتی میبینند که محیط زیست به شدت آسیب دیده است، از شدت بیتفاوتی نسلهای گذشته دچار تحسر خوردن و غم میشوند.
💡 نباید وقت خود را با تحسر خوردن برای اتفاقات گذشته تلف کرد، بلکه باید بر روی ساختن آیندهای بهتر و جبران اشتباهات تمرکز کرد.