تجزیم

این کلمه یک مصدر عربی است که در لغت به چند معنای متفاوت به کار رفته است. مهم‌ترین معنای آن بددل شدن از کاری یا چیزی و در نتیجه عاجز و ناتوان گشتن از انجام آن است. در این کاربرد، تجزیم حالتی از سستی اراده و فروکش کردن توان روحی را بیان می‌کند. از دیگر معانی تجزیم، سکوت ورزیدن و خودداری از سخن گفتن است که بیشتر در متون کهن دیده می‌شود. همچنین در برخی منابع لغوی، «تجزیم» به معنای پر کردن مشک، یعنی ظرف چرمی آب یا مایعات، آمده است. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که واژه در بافت‌های گوناگون کاربرد داشته است. در مجموع، تجزیم مفهومی است که یا به ناتوانی و بازماندن از عمل اشاره دارد، یا به خاموشی و امساک، و گاه نیز به عملی عینی مانند پر کردن مشک دلالت می‌کند.

لغت نامه دهخدا

تجزیم. [ ت َ ] ( ع مص ) بددلی کردن از چیزی و عاجز گشتن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از قطر المحیط ). عاجز گشتن ازچیزی. ( اقرب الموارد ). || سکوت ورزیدن. || پرکردن مشک. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بددلی کردن از چیزی و عاجز گشتن. عاجز گشتن از چیزی. یا سکوت ورزیدن. یا پر کردن مشک.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز