تجبیع

لغت نامه دهخدا

تجبیع. [ ت َ ] ( ع مص ) متغیر گردیدن سرین کسی از لاغری. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تجبیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سیاست‌های جدید دولت با هدف تجبیع منابع مالی و مدیریت بهتر بودجه، در تلاش است تا هزینه‌های اضافی را در بخش‌های مختلف کاهش دهد.

💡 فرآیند تجبیع اطلاعات در پایگاه‌های داده بزرگ، نیاز به استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته و سیستم‌های ذخیره‌سازی بسیار قدرتمند و امن دارد.

💡 در مدیریت شهری، تجبیع خدمات عمومی در مناطق مشخص می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های نگهداری زیرساخت‌های شهری در بلندمدت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران