تترع

لغت نامه دهخدا

تترع. [ ت َ ت َرْرُ ] ( ع مص ) شتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بشتافتن.( زوزنی ). ببدی شتافتن بکسی. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). در قاموس بمعنی نزاع آمده است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شتافتن. به بدی شتافتن بکسی

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز