تبغم
لغت نامه دهخدا
تبغم. [ ت َ ب َغ ْ غ ُ ] ( ع مص ) بانگ کردن آهو و شتر و گاو دشتی و بز کوهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بانگ کردن آهو و شتر و گاو دشتی و بز کوهی.
تبغم. [ ت َ ب َغ ْ غ ُ ] ( ع مص ) بانگ کردن آهو و شتر و گاو دشتی و بز کوهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بانگ کردن آهو و شتر و گاو دشتی و بز کوهی.