تبخیت یک واژه عربی است که به معنای «غلبه کردن و خاموش گردانیدن» است، یعنی کسی یا چیزی را تسلط یافتن و از حرکت یا اعتراض بازداشتن. گاهی از این کلمه برای «غلبه کردن به حجت» هم استفاده میشود؛ یعنی دلیلی یا استدلالی را شکست دادن و آن را بیاثر کردن. در کاربرد دیگر، این واژه به معنای «ساکت کردن» کسی یا جمعی است، به گونهای که دیگر نتواند حرفی بزند یا اعتراضی کند. گاهی هم به معنای «تحری» یا کنار زدن و تحت کنترل گرفتن استفاده میشود. این مفهوم معمولاً در متون ادبی، دینی یا حقوقی دیده میشود، جایی که کسی باید بر دیگری یا بر استدلالی غلبه کند. با این کلمه، میتوان نشان داد که قدرت، تسلط یا حقانیت کسی بر دیگری اثبات شده یا بر او غالب آمده است. واژه همچنین به طور کنایی در متون فلسفی و اخلاقی به کار رفته و معنای «غلبه عقل یا منطق بر مخالفان» را منتقل میکند.
تبخیت
لغت نامه دهخدا
تبخیت. [ ت َ ] ( ع مص )غلبه کردن و خاموش گردانیدن. ( از قطر المحیط ). غلبه کردن به حجت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ساکت کردن. ( ناظم الاطباء ). || تحری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و منه قول بعض الشافعیة فی اشتباه القبلة: اذا لَم یمکنه الاجتهادُ صلّی علی التبخیت. ( منتهی الارب ). || سخن گفتن از روی بی عقلی و حماقت. || خوشبخت شدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
غلبه کردن و خاموش گردانیدن. غلبه کردن به حجت. ساکت کردن. یا تحری.