تب امدن

لغت نامه دهخدا

( تب آمدن ) تب آمدن. [ ت َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن تب. تب آمدن کسی را؛ گرفتار تب شدن. تب کردن:
همسایه شنید آه من گفت
خاقانی را مگر تب آمد.خاقانی.یکی را تب آمد ز صاحبدلان
کسی گفت شکر بخواه از فلان.( بوستان ).

فرهنگ فارسی

( تب آمدن ) رسیدن تب. تب آمدن کسی را گرفتار تب شدن: تب کردن

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز