تأویل نهادن در لغت به معنای توجیه کردن یک رفتار، گفتار یا رخداد و نسبت دادن معنایی برای قابلقبول جلوه دادن آن است. در این ترکیب، «تأویل» به معنای تفسیر و برگرداندن معنا و «نهادن» به معنای قرار دادن و نسبت دادن به کار رفته است. بنابراین تأویل نهادن یعنی اینکه فرد برای یک کار یا سخن، دلیل یا معنایی بسازد تا آن را توجیه کند. در متون کهن فارسی، این واژه اغلب در موقعیتهایی به کار رفته که کسی برای خطا یا سستی خود عذر و بهانه میآورد. برای مثال، فردی ممکن است رفتاری نامناسب انجام دهد و سپس برای آن تأویلهایی بتراشد تا آن را موجه نشان دهد. در زبان ادبی، این اصطلاح گاهی بار انتقادی دارد و نشاندهنده نوعی عذر تراشی یا بهانهجویی است. در آثار تاریخی مانند تاریخ بیهقی نیز این ترکیب برای بیان توجیهگری و پوشاندن واقعیت به کار رفته است. از نظر معنایی، تأویل نهادن با صداقت در بیان واقعیت در تضاد قرار میگیرد، زیرا هدف آن تغییر برداشت مخاطب است. این اصطلاح در زبان امروز کمتر استفاده میشود اما در متون کلاسیک کاربرد قابل توجهی دارد. در مجموع، تأویل نهادن به معنای توجیه کردن و بهانه آوردن برای یک عمل یا سخن به منظور قابلقبول جلوه دادن آن است.
تأویل نهادن
لغت نامه دهخدا
تأویل نهادن. [ ت َءْ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) توجیه کردن:
عذرها سازی و آن را همه تأویل نهی
تا کنی بی سببی تافته ای را شادان.فرخی.ناشدن سخت زشت باشد و تأویل ها نهند.( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 236 ). || بهانه و عذر آوردن: امیر ماضی وی را بخواند، در رفتن کاهلی و سستی نمود و آنرا تأویلها نهاد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 222 ). رجوع به تأویل شود.
فرهنگ فارسی
توجیه یا بهانه و عذر آوردن