لغت نامه دهخدا
تأفق. [ ت َ ءَف ْ ف ُ ] ( ع مص ) آمدن از افق. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): تأفق بنا؛ اتانا من افق؛ جأنا من افق؛ آمد ما را از افق.
تأفق. [ ت َ ءَف ْ ف ُ ] ( ع مص ) آمدن از افق. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): تأفق بنا؛ اتانا من افق؛ جأنا من افق؛ آمد ما را از افق.
آمدن از افق.