تأدد
متضادها
وحدت، یگانگی
لغت نامه دهخدا
تأدد. [ ت َ ءَدْ دُ ] ( ع مص )سختی نمودن در چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سختی نمودن در چیزی
وحدت، یگانگی
تأدد. [ ت َ ءَدْ دُ ] ( ع مص )سختی نمودن در چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
سختی نمودن در چیزی