تارسکت تصویر معنی تارسکت لغت نامه دهخدا تارسکت. [ ک َ ] ( اِخ ) شهری در شاش و ایلاق از بلاد ترکستان. رجوع به نخبة الدهر دمشقی چ لیپزیک ص 221 شود. کلمات مرتبط طوطله سادکت تنکت چکل ترکشیه طرثیث چگل گزارش محتوای نامناسب