تاجوار
مترادفها
تاجدار، پادشاه
لغت نامه دهخدا
تاج وار. ( ص مرکب، اِ مرکب ) مانند تاج. لایق تاج. || گرانبها. || گوهر یا چیزی که در خور تاج پادشاهان باشد.
فرهنگ عمید
تاج مانند، هر چیز شبیه تاج.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- مانند تاج. ۲- گوهر یا چیزی دیگر که در خور تاج باشد. ۲- گرانبها قیمتی.