بیماربانی کردن

مترادف‌ها

پرستاری کردن، تیمار کردن، مراقبت کردن

متضادها

بی‌توجهی کردن، اهمال کردن

لغت نامه دهخدا

بیماربانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تمریض. پرستاری کردن. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تمریض. پرستاری کردن.

کلمات مرتبط