خطور کردن
مترادفها
به ذهن رسیدن، گذشتن از ذهن
متضادها
فراموش شدن
لغت نامه دهخدا
خطور کردن. [ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گذشتن به دل. گذشتن در دل. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
گذشتن به دل گذشتن در دل
جمله سازی با خطور کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسیموف شخصاً گفت که تاریخ درونی داستانش «در واقع ساختگی و موردی بود. ارجاعهای متقابلم به هنگام خطور کردن به ذهنم درون رمانها پرتاپ میشوند و از یک تاریخ منسجم برنمیآیند… اگر خوانندهای داستانهایم را بادقت بررسی کند و دریابد که تاریخگذاریهایم از نظر درونی ناسازگار هستند، تنها میتوانم بگویم که تعجب نمیکنم.»