بیفسائیدن
مترادفها
فاسد شدن، تباه شدن، تباهی، ناپاک شدن
لغت نامه دهخدا
بیفسائیدن. [ ی َ ئی دَ] ( مص ) افسائیدن. فسائیدن. رجوع به افسائیدن شود.
فاسد شدن، تباه شدن، تباهی، ناپاک شدن
بیفسائیدن. [ ی َ ئی دَ] ( مص ) افسائیدن. فسائیدن. رجوع به افسائیدن شود.