بیامدن

لغت نامه دهخدا

بیامدن. [ م َ دَ ] ( مص ) آمدن:
آهو ز تنگ و کوه بیامد بدشت و راغ
بر سبزه باده خوش بوداکنون اگر خوری.رودکی.بیامد دوان دیده بان از چکاد
که آمد ز ایران سواری چو باد.فردوسی.رجوع به آمدن شود.

سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
البحر یعنی چه؟
البحر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز