بی کارپوی

لغت نامه دهخدا

بی کارپوی. ( نف مرکب ) که بیکار راه رود. که بی شغل بسر برد. که به کار تن درندهد:
نه دوروی باید نه پیکارجوی
نه بی دوست از دل نه بی کارپوی.( گرشاسبنامه ).

فرهنگ فارسی

که بیکار راه رود. که بی شغل بسر برد. که به کار تن درندهد.

ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز