بپسودن

لغت نامه دهخدا

بپسودن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) بپسودان. لمس. لامسه کردن. ( برهان قاطع ). لمس کردن. ( ناظم الاطباء ). برمجیدن. برمخیدن. || اندودن. طلا کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بسودن و پسودن شود.

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز