بونجل تصویر معنی بونجل لغت نامه دهخدا بونجل. [ ج ُ ]( ص ) بنجل. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بنجل شود. فرهنگ فارسی ( صفت ) ۱ - ته ماند. بساط. ۲ - متاع وازده که مشتری نداشته باشد کالای پست. کلمات مرتبط جمله ثابت بیحجاب استهدا کم بها بیبها دوبه دو