لغت نامه دهخدا
بوارح. [ ب َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ بارح، باد گرم تابستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || اول ریاح مطابق است تقریباً با یازدهم خردادماه جلالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بوارح. [ ب َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ بارح، باد گرم تابستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || اول ریاح مطابق است تقریباً با یازدهم خردادماه جلالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بادهایی که در تابستان می وزد، بادهای گرم.