بلندانیدن
متضادها
ساکت کردن، خاموش کردن
لغت نامه دهخدا
بلندانیدن. [ ب ُ ل َ دَ ] ( مص جعلی ) افراخته شدن. || افراختن کنانیدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
افراخته شدن. یا افراختن کنانیدن.
ساکت کردن، خاموش کردن
بلندانیدن. [ ب ُ ل َ دَ ] ( مص جعلی ) افراخته شدن. || افراختن کنانیدن. ( ناظم الاطباء ).
افراخته شدن. یا افراختن کنانیدن.