بلفضل
متضادها
نقص، کاستی
لغت نامه دهخدا
بلفضل. [ ب ُ ف َ ] ( اِخ ) صورتی است از ابوالفضل. رجوع به ابوالفضل شود.
فرهنگ فارسی
صورتی است از ابوالفضل
نقص، کاستی
بلفضل. [ ب ُ ف َ ] ( اِخ ) صورتی است از ابوالفضل. رجوع به ابوالفضل شود.
صورتی است از ابوالفضل