بعبعی
مترادفها
ترسناک، هولناک، وحشتناک
لغت نامه دهخدا
بعبعی. [ ب َ ب َ ] ( ص ) در تداول فارسی، کودن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ ) در زبان کودکان، بره. بزغاله. گوسفند. میش. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با بعبعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخورد با تهدیدات بعبعی در دنیای سیاست جهانی نیازمند همکاری نزدیک میان تمامی کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه برای حفظ ثبات و امنیت بینالمللی است.
💡 برخی تحلیلگران معتقدند که ظهور تکنولوژیهای کنترلنشده میتواند به یک خطر بعبعی تبدیل شود که آرامش و حریم خصوصی انسانها را در آینده کاملاً از بین ببرد.
💡 او با روایتی بعبعی و بسیار ترسناک سعی داشت بچهها را از بیرون رفتن در تاریکی شب و بازی کردن در کوچه و خیابان به شدت بترساند.