به به یی

لغت نامه دهخدا

به به یی. [ ب َ ب َ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) ( قیاس شود با بعبع، صوت گوسفند ) به به کننده. در تداول کودکان، گوسفند. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با به به یی

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به به شکار ارواح می‌رویم و گلادیاتور اشاره نمود.

💡 به به اى پسر ابوطالب ! تهنيت باد تو را كه مولاى ما و مولاى هر مرد و زن مؤ من شدى.

💡 عارف این گونه سخن از دگران ممکن نیست دست بالاتر از امکان زده‌ای به به به

💡 میرزاده بارها به به این مسئله اشاره کرده‌است که حضور حسن زیرک در کرمانشاه خیلی مفید بود، زیرا او را با موسیقی کُردی آشنا کرده و بسیاری از ترانه‌ها و ملودی‌های کُردی را از طریق زیرک شناخته‌است و همین امر موجب گردیده سبک نواختن او متفاوت گردد که می‌توان آن را نوعی از نوازندگی و موسیقی کردستان دانست.

💡 صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک تا سر از چاک گریبان زده‌ای به به به

💡 نار چون پستان خوبان در چمن پربار کرد به به رنگ عاشقان در طرف بستان آفرید

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز