پیکارگاه

لغت نامه دهخدا

پیکارگاه. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ مرکب ) میدان جنگ. جنگ جای. پیکارگه. حربگاه. رزمگاه:
سه راه است از ایدر بدان بارگاه
که ارجاسپ خواندش به پیکارگاه.فردوسی.دوزخی شد عرصه پیکارگاه
که در آن پیکارگه خنجر کشید.مسعودسعد.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) میدان جنگ، رزمگاه.

فرهنگ عمید

جای پیکار، میدان جنگ، رزمگاه.

ویکی واژه

میدان جنگ، رزمگاه.

جمله سازی با پیکارگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوزخی شد عرصه پیکارگاه کو در آن پیکار گه خنجر کشید

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز