لغت نامه دهخدا
بستنگاه. [ ب َ ت َ ] ( اِ مرکب ) آنجای که کشتی لنگر می اندازد. ( ناظم الاطباء ). لنگرگاه. ( ناظم الاطباء ). جای بستن.
بستنگاه. [ ب َ ت َ ] ( اِ مرکب ) آنجای که کشتی لنگر می اندازد. ( ناظم الاطباء ). لنگرگاه. ( ناظم الاطباء ). جای بستن.
جای بستن، جایی که چیزی را به چیز دیگر ببندند.
( اسم ) ۱- محل بستن. ۲- آنجا که کشتی لنگر میاندازد لنگر گاه.