بزرگار

لغت نامه دهخدا

بزرگار. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بزرگر. بُستان کار. برزیگر. زارع. حارث. ( یادداشت بخط دهخدا ).

فرهنگ فارسی

برزگر بستان کار.

جمله سازی با بزرگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن بزرگار که سال‌ها در این روستا خدمت کرده بود، همواره با حکمت و دانایی خود باعث آرامش و اتحاد میان تمامی ساکنان این منطقه می‌شد.

💡 احترام به بزرگار خانواده و گوش دادن به تجربیات ارزشمند آن‌ها، یکی از ستون‌های اصلی حفظ سنت‌ها و اصالت در فرهنگ‌های قدیمی ایرانی است.

💡 ما باید تلاش کنیم تا یاد و نام آن بزرگار را با انجام کارهای نیک و خیرخواهانه، در قلب‌های نسل‌های آینده برای همیشه زنده نگه داریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران